تبليغاتX
نمی بخشمت زندگیم

نمی بخشمت زندگیم

مخصوص الناز

سلام النازم بخدا انقد زنگ زدم خونتون ج نمیدید/////حتما یه شماره تماس بذار یا اگه رفتی ایمیلتو بده باهات تماس داشته باشم..................دیونههههههههههههههههههههههههههههههههه منتظرم
+ نوشته شده در  شنبه بیست و دوم مرداد 1390ساعت 23:11  توسط شقایق  | 

دلم واست تنگه عزیز یادی نمیکنی زمن

هیچی ندارم بگم جز اینکه بگم بهار من بی تو خزونه

دلم برات تنگ شده چیزی نمی نویسم چون حرفم نمیاددددددددددددددددددددددهستیم عمرم دلسنگی شدی بخدا که....

+ نوشته شده در  چهارشنبه پنجم فروردین 1388ساعت 1:21  توسط شقایق  | 

سلام آقاي مهندس

اومدم بهت تبريك بگم شنيدم كارداني به كارشناسي قبول شدي خيلي خوشحال شدم خيلي بيشتر از زماني كه خودم قبول شدم اميدوارم كه موفق باشي هميشه و شاهد خوشبختيت و موفقيات باشم.

                              ولي       قشم               آخه

تو قشم من شهركرد دست تقديرووووووووووو

+ نوشته شده در  جمعه هجدهم بهمن 1387ساعت 0:24  توسط شقایق  | 

هوس

 

                                       آیاهوس بود که تورا از من جدا کرد؟؟؟؟؟؟؟

 برای من نوشته گذشته ها گذشته

                                              تمام قصه ها هوس بود

برای او نوشتم برای تو هوس بود

                                              ولی برای من نفس بود

کاشکی خبرنداشتی دیونه نگاهتم

                                            یه مشت خاک ناچیز افتاده ای به زیرپاتم

کاشکی صدای قلبت نبودصدای قلبم

                                          کاشکی نگفته بودم تاوقت جون دادن باهاتم

                               تاوقت جون دادن باهاتم

نوشته هرچی بود تموم شد

                                      نوشتم عمرمن حروم شد

نوشته رفته ای زیادم

                                     نوشتم شمع روبه بادم

نوشته در دلم هوس مرد

                                  نوشتم دل توی قفس مرد

کاشکی نبسته بودم زندگیمو به چشمات

                                   کاشکی نخورده بودم به سادگی فریب حرفات

لعنت به من که آسون به یک نگات شکستم

                                   به این دل دیونه راه گریز وساده بستم

                                                  راه گریزوساده بستم.............بهاربيست                   www.zibasazi.bahar-20.com

+ نوشته شده در  شنبه هفتم دی 1387ساعت 0:5  توسط شقایق  | 

2سال گذشت ای دل غافل

بهاربيست                   www.zibasazi.bahar-20.com

۲سال گذشت.نتونستم توروزایی که سخت ترین روزا بودن بیام وبنویسم ولی الان میگم بخدا هیچی فراموشم نشد میخواستم سر۲سال که شد بیام و بنویسم میبخشمت زندگیم ولی به نظرتون کسیکه تموم زندگیتونو آتیش زده  را میشه ببخشید.نه نتونستم منتظرمیمونم ببینم سالهای دیگه از یادم میره یانه.فعلا که نرفته این دومین سال.

اگه میدونست باهام چیکارکرده؟نمیدونم واس چی انقددوسش دارم.

شب خوش.اصلا حال ندارم بنویسم انقدحرف دارم واسه گفتن ولی حال و حوصله ندارم

بهاربيست                   www.zibasazi.bahar-20.com

+ نوشته شده در  چهارشنبه ششم آذر 1387ساعت 1:11  توسط شقایق  | 

چشمان تو

باچشمان تومرابه الماس ستارگان نيازي نيست باآسمان بگو...
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هشتم شهریور 1387ساعت 16:9  توسط شقایق  | 

گذشت زندگيم

بهاربيست                   www.zibasazi.bahar-20.comتمام ناتمام من با تو تمام مي شود فرصت گذشت و حرف دل ناتمام ماند ....

        آره داره ميگذره به همين راحتي چي شد كجايي چيكارميكني نميدونم؟

انقد آشفته ام حالم بده زندگيم اوني نيس كه انتظار داشتم.همه ميگن خوشبختي ولي خودم.

ديشب يه چيزي پيدا كردم يه نشون از تو.

كاش حداقل اين مطالبو ميخوندي يكم قلبم آروم ميگرفت.كاش يكي  .......

+ نوشته شده در  دوشنبه چهارم شهریور 1387ساعت 10:17  توسط شقایق  | 

ROYAYE ABI

 

وقتی می بوسه تو را یاد من می افتی هیچ وقت؟
وقتی نازت می کنه یاد من می افتی هیچ وقت؟

وقتی گل می ده بهت یاد میخک ها می افتی؟

وقتی زل زدی بهش یاد شکلکام می افتی یا که نه؟

یاد من می افتی هیچ وقت یا که نه؟

یاد من می افتی هیچ وقت

وقتی گریه می کنی سرت را بغل می گیره؟

وقتی می خندی بهش برای خنده هات می میره؟

وقتی با همدیگه اید کنار هم این ور اون ور

وقتی چشم غره می ری واسه چشات می زنه پرپر

تو را دوست داره مثل من یا که نه؟

تو را زوی چشاش می ذاره یا که نه؟

مثل من یا که نه       مثل من یا که نه

مثل من یا که نه

وقتی آهنگی که با هم می شنیدیم و گوش میدی یادم می افتی؟

کوچه هایی که با هم رفتیم می ری یادم می افتی؟

وقتی دوستای قدیم و می بینی از من می پرسی؟

خیلی دوست دارم بدونم که حالت چطوره راستی؟

هنوز عکسام و نگه داشتی یا که نه؟

هوای طوطیمون را داشتی یا که نه؟

یاد من می افتی هیچ وقت؟

وقتی گریه می کنی سرت را بغل می گیره؟

وقتی می خندی بهش برای خنده هات می میره؟

وقتی دلگیره ازت تو را می بخشه مثل من؟

واسه خندون تو می کشه نقشه مثل من؟

تو را دوست داره مثل من یا که نه؟

اشکات رو تنش می باره یا که نه؟

تو را دوست داره مثل من یا که نه؟

تو را رو چشاش می ذاره یا که نه؟

مثل من یا که نه؟

مثل من

         مثل من

تو را دوست داره مثل من؟

+ نوشته شده در  سه شنبه سوم اردیبهشت 1387ساعت 15:45  توسط شقایق  | 

تولدت مبارک

۲۲ فروردین بیستمین سالگرد تولدت مبارک.

ببخش که دیر شد آخه میخواستم ننویسم ولی بازم دلم نیومد.

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و پنجم فروردین 1387ساعت 10:44  توسط شقایق  | 

شکلات

با یه شکلات شروع شد من یه شکلات گذاشتم تو دستش اونم یه شکلات گذاشت تو دست من.من بچه بودم اونم بچه بود سرم را بالا کردم سرش را بالا کرد دید که منو می شناسه.خندیدم .

گفت:دوستیم گفتم:دوست دوست. گفت : تا کجا؟  گفتم : دوستی که تا نداره.

گفت : تا مرگ   خندیدم و گفتم:من که گفتم تا نداره             گفت: باشه تا پس از مرگ.

گفتم:نه نه نه نه نه تا نداره                               گفت:قبول تا اونجا که همه دوباره زنده میشن یعنی زندگی پس از مرگباز هم با هم دوستیم تا بهشت تا جهنم تا هر جا که باشد من و تو با هم دوستیم.

خندیدم و گفتم:تو براش تا هر کجا که دلت می خواد یک تا بذار اصلا یک تا بکش از سر این دنیا تا اون دنیا.اما من اصلا براش تا نمی ذارم.

+ نوشته شده در  یکشنبه دوم دی 1386ساعت 15:52  توسط شقایق  |